السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
446
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
مشتركى نباشد مثل انكه امام شك كند ما بين دو وسه ومأمومين ما بين چهار وپنج باز هم بايد هر كدام بمقتضاى شك خود عمل كنند واما اگر ما بين شكين ايشان قدر مشترك باشد مثل انكه يك كدام شك كند ما بين دو وسه وديگرى شك كند ما بين سه وچهار محتمل است كه بايد هر دو بقدر مشترك كه سه باشد بنا گذارند زيرا كسيكه شاك است ما بين دو وسه يقين دارد كه چهار نيست وكسيكه شاك است ما بين سه وچهار يقين دارد كه دو نيست پس صادق است شاك ما بينهما رجوع كرده بمتيقن لكن أحوط اعاده نماز بعد از اتمام ان است وهر گاه شك امام با شك مأمومين مختلف باشد وشك بعض مأمومين با بعض ديگر نيز مختلف باشد وما بين شك امام وبعض مأمومين قدر مشترك باشد محتمل است امام وان مأمومين رجوع بقدر مشترك كنند ومامومين ديگر رجوع بامام كنند لكن علاوة بر مأمومين أحوط اعاده نماز است نيز بلكه در جميع صور مسألة أحوط اعاده نماز است مگر در صورتيكه از رجوع بديگرى براي أو مظنه حاصل شود كه محتاج باعاده نيست ( هفتم ) شك در ركعات نافله چه در نافله يك ركعتي مثل نماز وتر يادو ركعتي مثل ساير نوافل يا چهار ركعتي مثل نماز اعرابى كه مخير است در ان ميان بناء بر أقل يا أكثر مگر در صورتيكه أكثر فاسد باشد كه در اين صورت بايد بناء بر أقل گذارد وأفضل بنابر أقل است مطلقا بخلاف فريضة كه بالعرض نافله شود مثل انكه نماز فريضة را بجا أورده باشد وبعد براي فضيلتى آن را اعاده كنند يا انكه براي احتمال خللى مستحبا فريضة را اعاده كنند يا انكه كسى قضاء فريضة كه بر ذمه ميتى باشد تبرعا بجا أورد كه حكم نافله بر انها مترتب نمىشود چنانچه اگر نافله بنذر يا بأمر والدين ونحو انها بر أو واجب شود حكم فريضة بر ان مترتب نمىشود اما شك در افعال نافله پس حكم شك در ان حكم شك در افعال فريضة است كه ماداميكه در محل است بايد بجا أورد واگر داخل در غير شده اعتنا نكند ونقصان ركن مبطل ان است مثل فريضة بخلاف زيادة ركن در ان كه مبطل ان نيست بنابر أقوى پس بنابر اين اگر فعلى از افعال نافله را فراموش كند چه ركن باشد يا غير أن بايد برگردد وانچه را كه فراموش كرده وما بعد ان را بجا أورد هر چند داخل ركن بعد از ان شده باشد ( مسألة 10 ) واجب نيست قضاء سجده يا تشهد كه از نافله فراموش شده باشد چنانچه واجب نمىشود سجده سهو بسبب موجود شدن موجبات ان در نافله ( مسألة 11 ) اگر شك كند ما بين دو وسه در نافله وبنا بر دو گذارد بعد از ان معلوم شود